
نوشته آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
میدانیم قرآن کریم به صورت تدریجی در بیست و سه سال به مناسبت های مختلف نازل شده که مفسران آن را شان نزول مینامند. به دست آوردن این مناسبت ها تاثیر مهمی در فهم و محتوای این آیات و رفع هرگونه ابهام دارد.حتی در بعضی موارد اگر شان نزول ها از ما گرفته شود اجمال و ابهام بر معنی آیه حاکم میگردد. به همین دلیل از قدیم الایام علمای تفسیر سعی در بدست آوردن این شان نزول ها کرده اند و آنها را در کتاب های تفسیر و گاه در کتاب های مستقل جمع آوری کرده اند. افسوس که علمای اسلام در قرن اول ظهور که شان نزول این آیات روشن بوده تلاش کافی برای حفظ و نقل آنها نکرده اند و مقداری از آنها از دسترس ما خارج شده اند.
ولی آنچه امروز در اختیار ما قرار دارد باز مقدار قابل ملاحظه و پر ارزشی است که باید آنها را در تفسیر قرآن مغتنم شمرد.
برای مطالعه داستانهای قرآنی مختلف از پیامبران کلیک کنید
و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
”و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟“ در سال ????، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.
تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.
دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی . . .
ادامه مطلب را اینجا دنبال کنید
«فلسفه تاریخ» به عنوان یکی از علوم اسلامی و یکی از رشتههای علوم انسانی در نزد متفکران و اندیشمندان مسلمان خصوصاً کسانی که در زمینه تاریخ دست داشته و دارند، علمی کاملاً جا افتاده و مهم میباشد. این علم توسط یکی از اندیشمندان مسلمان پایهگذاری شده است. متفکران مسلمان در دورههای اخیر در این زمینه کتابهای زیادی نوشتهاند. هرچند تدوین این علم توسط دانشمندان غربی صورت گرفته است.
فلسفه تاریخ در حقیقت ...
پژوهش در قوانین تاریخ یک بحث علمی است یا خیر ؟
در این مسأله اختلاف نظر وجود دارد و این اختلاف نظر به نحوه تلقیهای مختلف بر می گردد که ارباب هر یک از حوزه های مربوط از موضوع کلی تر « انسان » و به تبع آثار آن نظیر جامعه، اقتصاد، تاریخ و غیره و نیز امر مهم «شناخت آن مسائل»، دارند. هر دو معتقدند که تاریخ از قوانین پیروی می کند؛ ولی به دست آوردن این قوانین و پیدا کردن دقیق آنها کار آسانی نیست، و به سهولت انسان را به مقصد نمی رساند.
با وجود اختلاف بزرگی که میان علوم ریاضی و طبیعی ، یا میان علوم گوناگون داخل این مقولات، مشهود است، میتوان به تمایز اساسی میان علوم و تاریخ قائل شد . به سبب همین تمایز گمراه کننده است که تاریخ و شاید هم به اصطلاح علوم اجتماعی را علم میخواندند ایراداتی هم که مطرح میشود به اختصار عبارتست از :
كتاب تاريخ القرآن ، تأليف ابوعبدالله زنجانى
براي اطلاع بيشتر اينجا را كليك كنيد
پرسش: آيا كتاب هاى آسمانى قبلى تورات و انجيل از نظر تاريخى با تورات
و انجيل فعلى كه در دست يهوديان و مسيحيان است مغايرتى دارد، يا
خير؟
پاسخ: آرى! آن چه خداوند بر حضرت موسى و عيسى نازل فرموده بود با آن چه
هم اكنون در دست يهوديان و مسيحيان است (تورات و انجيل فعلى) تفاوت هايى
دارد و تورات و انجيلى كه خدا نازل فرموده بود از بين رفته است و چنان كه خود
مسيحيان معتقدند و در انجيل ها و ساير كتاب ها و رساله هاى مسيحيان تصريح
شده است، اين تورات و انجيل فعلى سال ها پس از حضرت مسيح و به وسيله
ياران حضرت مسيح نوشته شده است.
خدا در قرآن، تورات و انجيل واقعى را مايه نور و هدايت مردم شمرده مى فرمايد:
ما تورات را نازل كرديم، در حالى كه در آن هدايت و نور بود و پيامبران ـ كه در برابر
فرمان خدا تسليم بودند ـ با آن براى يهود حكم مى كردند.
و در چند آيه بعد مى فرمايد:
و به دنبال آن ]پيامبران[ عيسى بن مريم را فرستاديم، در حالى كه كتاب تورات را
كه پيش از او فرستاده شده بود، تصديق مى كرد و انجيل را به او داديم كه در آن
هدايت و نور بود... .[1]
اين در حالى است كه درباره كتاب هاى فعلى كه در دست يهود و نصاراست
مى فرمايد:
پس، واى بر آنها كه نوشته اى با دست خود مى نويسند، سپس مى گويند اين از
طرف خداست، تا آن را به بهاى كمى بفروشند. پس واى بر آن ها از آن چه با
دست خود نوشتند و واى بر آنان از آن چه از اين راه به دست مى آورند[2]
براى آشنايى بيشتر درباره تحريف هاى كتاب هاى تورات و انجيل به كتاب آشنايى با اديان بزرگ، نوشته حسين توفيقى مراجعه كنيد
نويسنده: عاشق يوسف فاطمه (س) | دوشنبه، 17 مهر 1385، ساعت 13:53 | ||
با عرض سلام به همه زحمت کشان و خادمان قرآن | |||
E-mail: وارد نشده است |
| ||
|
|
|
|
|
|
|
|
از فرستنده اين سؤال كمال تشكر را دارم .اميد وارم جواب قانع كننده باشد
هرچند جواب رااز چند تفسيرجمع كرده ام.
جواب:
چنداحتمال در اين رابطه وجود دارد هر كدام را خواستيد قبول كنيد چون منافاتي با هم ندارند
1-خداوند قبلا آينده انسان را به طور اجمال براي فرشتگان بيان فرموده بود
2-فرشتگان خودشان از اين كه انسان در زمين قرار است خليفه الهي شود از كلمه (في
الارض) به اين نكته رسيدند كه انسان چون از خاك است وبه خاطر محدوديتي كه دارد طبعا
مركز نزاع وتزاحم است ولذا در نزاع خونريزي هم وجود دارد.
3-آدم كه نخستين مخلوق روي زمين نبوده ومخلوقات قبلي هم به خونريزي پرداخته بودند
التماس دعا
باسلام خدمت همه خوانندگان اين وبلاگ
چند پستي را در رابطه باوحي واقسام آن برايتان ارسال كردم ودراين پست به سؤال
وجوابي راجع به وحي مي پردازم اميدوارم مورد استفاده واقع گردد.
از همه دوستاني كه راجع به اين مطالب اظهار نظر مي كنند كمال تشكر رادارم.
پرسش: آيا جبرئيل براى رساندن آيات قرآن، خدمت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)
مى آمد؟ در اين صورت آيا رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)جبرئيل را مى ديد و يا
فقط صداى او را مى شنيد.
پاسخ: جبرئيل به دو صورت خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)مى رسيد:
الف ـ گاهى خداى توانا جبرئيل را به صورت انسانى، تغيير شكل مى داد، او به خدمت
پيامبر مى آمد و آن چه را خداوند وحى فرموده بود به پيامبر ابلاغ مى كرد. مطابق برخى
از روايات جبرئيل گاهى به صورت شخصى به نام «دحيه كلبى» خدمت پيامبر(صلى الله
عليه وآله وسلم) مى آمد.
ب ـ در موارد اندكى هم پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) جبرئيل را با صورت اصلى
خودش مى ديد كه گفته شده در تمام مدّت نبوت حضرت محمد(صلى الله عليه وآله
وسلم) تنها دو بار حضرت جبرئيل را به صورت اصلى خودش ديده است.
نوع سوم: وحى به واسطه فرشته
در اين نوع ارتباط، فرشته از جانب خدا نازل مى شده و علوم و معارف الهى را به پيامبران او القا مى كرده است. واسطه در نزول قرآن، جبرئيل امين است كه به محضر پيامبر شرف ياب مى شد و آيات قرآن را بر ايشان القا مى كرد.
امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: «وقتى جبرئيل بر پيامبر نازل مى شد، مانند بنده در برابرش مى نشست و بدون اذن او وارد نمى شد.»
حارث از پيامبر(صلى الله عليه وآله) پرسيد:
«وحى چگونه بر شما نازل مى شود؟» حضرت فرمود: «گاهى صدايى را كه شبيه صداى زنگ است، مى شنوم و برايم شديد است. وقتى اين حالت برطرف مى شود آن چه را گفته در حافظه دارم و گاهى فرشته وحى به صورت مردى برايم ظاهر مى شود و با من سخن مى گويد و آن چه را گفته همه را ضبط مى كنم.»



نظرات () لینک مطلب